تبلیغات
تخته سبز اندیشه سازان آستارا - مطالب شعر ریاضی
 
تخته سبز اندیشه سازان آستارا
باران با استمرارش سنگ را سوراخ می کند
 
 
شنبه 8 آذر 1393 :: نویسنده : میرنظری


روشکل کلیک کنید تا مطلب جالب ازاستاد ریاضی بخوانید

http://s6.uplod.ir/i/00716/54gtr8dk8hc4.png




نوع مطلب : شعر ریاضی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 7 آذر 1393 :: نویسنده : میرنظری


((تابع عشق تو را دامنهاش پیدا نیست


یک‌به‌یک هست ولی بهر دلم پوشا نیست


می‌هراسم که چو معکوس نمایم آنرا


آشکارا شود آن رابطه که پیدا نیست


راستی گر به تو بسیار شوم من نزدیک


عشق پاکت به کجا میل نماید جا نیست


گر تو خواهی که در آغوش تو من جا گیرم


تابع ، فرد خودت زوج نما ، پروا نیست


منحنی دلت از رأس شکسته است چه باک


که مماس دل من هست ولی آنجا نیست


رفع ابهام نمودم ز خم لبهایت


پس سخن ساده بگو وقت غم و حاشا نیست


هر چه من روی نمودار رخت گردیدم


باز یک نقطه‌ی بحرانی آن پیدا نیست


من بیچاره اسیر خم گیسوی توام


این چنین تابع بی چون و چرا هر جا نیست


چون سعادت سر و کارش به توابع افتاد


بیکران تر ز نگاهش به همه دنیا نیست))






نوع مطلب : شعر ریاضی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


'

شیخ بهایی (شیر و شکر) (ای مانده ز مقصد اصلی دور!)
از شیخ بهایی
'


((ای مانده ز مقصد اصلی دور!آکنده دماغ، ز باد غرور!
از علم رسوم چه می‌جویی؟اندر طلبش، تا کی پویی؟
تا چند زنی ز ریاضی لاف؟تا کی بافی هزار گزاف؟
ز دوائر عشر و دقایق ویهرگز نبری، به حقایق پی
وز جبر و مقابله و خطاینجبر نقصت نشود فی‌البین
در روز پسین، که رسد موعودنرسد ز عراق و رهاوی سود
زایل نکند ز تو مغبونینه «شکل عروس» و نه «مأمونی»
در قبر به وقت سوال و جوابنفعی ندهد به تو اسطرلاب
زان ره نبری به در مقصودفلسش قلب است و فرس نابود
علمی بطلب که تو را فانی
سازد ز علایق جسمانی
علمی بطلب که به دل نور است
سینه ز تجلی آن، طور است
علمی که از آن چو شوی محظوظ
گردد دل تو لوح المحفوظ
علمی بطلب که کتابی نیست
یعنی ذوقی است، خطابی نیست
علمی که نسازدت از دونی
محتاج به آلت قانونی
علمی بطلب که جدالی نیست
حالی است تمام و مقالی نیست
علمی که مجادله را سبب است
نورش ز چراغ ابولهب است
علمی بطلب که گزافی نیست
اجماعیست و خلافی نیست
علمی که دهد به تو جان نو
علم عشق است، ز من بشنو
به علوم غریبه تفاخر چند
زین گفت و شنود، زبان در بند
سهل است نحاس که زر کردی
زر کن مس خویش تو اگر مردی
از جفر و طلسم، به روز پسین
نفعی نرسد به تو ای مسکین
بگذر ز همه، به خودت پردازکز پرده برون نرود آواز
آن علم تو را کند آمادهاز قید جهان کند آزاده
عشق است کلید خزاین جود
ساری در همه ذرات وجود
غافل، تو نشسته به محنت و رنج
واندر بغل تو کلید گنج
جز حلقه‌ی عشق مکن در گوش
از عشق بگو، در عشق بکوش
علم رسمی همه خسران استدر عشق آویز، که علم آن است
آن علم ز تفرقه برهاندآن علم تو را ز تو بستاند
آن علم تو را ببرد به رهیکز شرک خفی و جلی برهی
آن علم ز چون و چرا خالیستسرچشمه‌ی آن، علی عالیست
ساقی، قدحی ز شراب الستکه نه خستش پا، نه فشردش دست
در ده به بهایی دلخستهآن، دل به قیود جهان بسته
تا کنده‌ی جاه ز پا شکندوین تخته کلاه ز سر فکند))




نوع مطلب : شعر ریاضی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
صفحه اصلی
رفتن به صفحه اول
درباره وبلاگ


سلام به وبلاگ تخته سبزاندیشه سازان خوش آمدید آرزوی سلامتی وموفقیت ازخداوند برای شما دارم

مدیر وبلاگ : میرنظری
مطالب اخیر
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید این ماه :
آخرین بروز رسانی :

استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ


مترجم وبلاگ

                    
 
 
 
کفسابی